محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

333

مناقب مرتضوى ( فارسي )

اين عبارت تكلم نمود كه : اى على ، تو آباء و اجداد مرا كشته‌اى و مىخواست كه قبر مبارك را بشكافد ، در اين اثنا دو انگشت حيدر كرّار بسان ذو الفقار از قبر برآمده چنان بر كمرش زد كه دو نيم شده ، در ساعت سنگ سياه گشت و تا حال آن بت سياه بر همان منوال بر دور حصار افتاده كه هركس به زيارت سلطان الاوليا مىرود ، بر وى لگد زده داخل حصار فايز الانوار مىشود ؛ چنانچه شاعر از اين واقعه خبر مىدهد . بيت : شهى كه كرد به دو انگشت مره را به دو نيم * براى قتل عدو ساخت ذو الفقار انگشت و نيز يكى از شعرا گفته ، بيت : آن است امام كز دو انگشت * چون مره قيس كافرى كشت منقبت : در فتوحات القدس از رشكه كه اصحاب امير بود منقول است كه : « روزى يكى از متابعان امير گفت : يا امير المؤمنين ، بنى اسرائيل از وصى موسى براهين و معجزات مىديدند و نصارى از وصى عيسى خارق عادات و كرامات مشاهده مىكردند ؛ اگر ما نيز از تو كرامتى ببينيم موجب اطمينان قلب و ازدياد يقين گردد . امير گفت : شما را تاب علوم غريبه و احتمال مشاهدهء امور عجيبه نيست . چون ايشان مبالغهء بسيار و الحاح بىشمار نمودند با جمعى از اصحاب به جانب مقابر روان شد تا بر زمين شوره‌ناك رسيده ، پس يكى از اسماء حسنى آهسته خوانده فرمود : اى زمين ، ع : پرده از روى كار خود بردار ؛ و آنچه در خود نهان دارى آشكار ساز . ناگاه اصحاب ديدند كه جانب دست راست مضمون دلگشاى « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » 0853224 خ 0 38 خ عيان گشته و در زير درختان ميوه‌دار جوىهاى آب خوشگوار روان شده و قصور برافراشته و از غرفه‌ها حوران به نظاره سر فرود داشته از حال اصحاب يمين خبر مىدهند و جانب چپ فحواى غم‌افزاى « فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ » 1853224 خ 0 39 خ به مسامع رسيد و عقارب و افاعى جان‌ستان و دركات نيران مشاهده گرديده احوال شمال به ياد مىآورد . چون اصحاب چنين خارقى ديدند ، جمعى كه استقامت دين نداشتند چون ديو از قرآن رميده كرامت را سحر ناميدند و برخى كه صاحب يقين بودند ، بر يقين افزوده گفتند بر حال 2853224 خ 0 40 خ مقابر خير مآل رسول ايزد تعالى مشاهده است : القبر روضة من رياض الجنّة او حفرة من حفرات النّيران . 3853224 خ 0 41 خ »